محل لوگو

مقاله مقام انساني زن ازنظر قرآن كريم


مقاله مقام انساني زن ازنظر قرآن كريم

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات:35

·اسلام اصل مساوات را دربارة زن و مرد نيز رعايت كرده است.

· اسلام با تساوي حقوق زن و مرد مخالف نيست، با تشابه به حقوق آنها مخالف است.

· اسلام نظريات تحقير آميزي كه نسبت به زن وجود داشته منسوخ كرده است.

· قرآن در داستانهاي خود توازن را حفظ كرده، قهرمانان داستانها را منحصر به مردان نكرده است.

· زن اگر بخواهد از حقوقي مساوي با مرد بهره مند شود بايد مشابهت حقوقي با مرد را از ميان بردارد.

· علماي اسلام با تبيين اصل« عدل» پاية فلسفة حقوق را بنا نهادند.

· شرقي انسانيت را درگذشت و نيكي مي بيند و غربي در به دستآوردن حقوق.

· اعلامية حقوق بشر فلسفه است نه قانون، بايد به تصديق فيلسوفان برسد نه تصويب نمايندگان.

· احترام به انسان كه اساس اعلامية حقوق بشر است، از دير زمان مورد تأييد شرق و اسلام است.

·دنياي غرب از طرفي تا آخرين حد ممكن مقام انساني را پايين مي آورد و از طرف ديگر به نام حقوق بشر اعلامية بالا بلند صادر مي كند.

·بيچارگيهاي بشر امروز از آن است كه «خود» را از ياد برده است.

·احترام به انسان با فلسفة شرق سازگار است نه با فلسفة غرب.


مقام انساني زن از نظر قرآن

اسلام زن را چگونه موجودي مي داند؟ آيا از نظر شرافت و حيثيت انساني او را برابر با مرد مي داند و يا او را از جنس پست تر مي شمارد؟ اين پرسشي است كه اكنون مي خواهيم به پاسخ آن بپردازيم.

فلسفة خاص اسلام دربارة حقوق خانوادگي

اسلام در مورد حقوق خانوادگي زن و مرد فلسفة خاصي دارد كه با آنچه در چهارده قرن پيش مي گذشته و با آنچه در جهان امروز مي گذرد مغايرت دارد. اسلام براي زن و مرد در همة موارد يك نوع حقوق و يك نوع وظيفه و يك نوع مجازات قائل نشده است، پاره اي از حقوق و تكاليف و مجازاتها را براي مرد مناسبتر دانسته و پاره اي از آنها را براي زن، و در نتيجه در مواردي براي زن و مرد وضع مشابه و در موارد ديگر وضع نامشابهي در نظر گرفت است.

چرا؟ روي چه حسابي؟ آيا بدان جهت است كه اسلام نيز مانند بسياري از مكتبهاي ديگر نظريات تحقير آميزي نسبت به زن داشته و زن را جنس پست تر مي شمرده است و يا علت و فلسفة ديگري دارد؟

مكرر در نطقها و سخنرانيها و نوشته هاي پيروان سيستمهاي غربي شنيده و خوانده ايد كه مقررات اسلامي را در مورد مهر و نفقه و طلاق و تعدد زوجات و امثال اينها به عنوان تحقير و توهيني نسبت به جنس زن ياد كرده اند؛ چنين وانمود مي كنند كه اين امور هيچ دليلي ندارد جز اينكه فقط جانب مرد رعايت شده است. ميگويند تمام مقررات و قوانين جهان قبل از قرن بيستم بر اين پايه است كه مرد جنساً شريفتر از زن است و زن براي استفاده و استمتاع مرد آفريده شده است، حقوق اسلامي نيز بر محور مصالح و منافع مرد دور مي زند.

مي گويند اسلام دين مردان است و زن را انسان تمام عيار نشناخته و براي او حقوقي كه براي يك انسان لازم است وضع نكرده است. اگر اسلام زن را انسان تمام عيار ميدانست تعدد زوجات را تجويز نمي كرد، رياست خانواده را به شوهر نمي داد، ارث زن را مساوي با نصف ارث مرد نميكرد، براي زن قيمت به نام مهر قائل نمي شد، به زن استقلال اقتصادي و اجتماعي مي داد و او را جيره خوار و واجب النفقة مرد قرار نمي داد. اينها مي رساند كه اسلام نسبت به زن نظريات تحقير آميزي داشته است و او را وسيله و مقدمه براي مرد مي دانسته است. مي گويند اسلام با اينكه دين مساوات است و اصل مساوات را در جاهاي ديگر رعايت كرده است، در مورد زن و مرد رعايت نكرده است.

مي گويند اسلام براي مردان امتياز حقوقي و ترجيح حقوقي قائل شده است و اگر امتياز و ترجيح حقوقي براي مردان قائل نبود مقررات بالا را وضع نمي كرد.

اگر بخواهيم به استدلال اين آقايان شكل منطقي ارسطويي بدهيم به اين صورت براي او وضع مي كرد، لكن حقوق مشابه و مساوي براي او قائل نيست، پس زن را يك انسان واقعي نمي شمارد.

تساوي يا تشابه؟

اصلي كه در اين استدلال به كار رفته اين است كه لازمة اشتراك زن و مرد در حيثيت و شرافت انساني، يكساني و تشابه آنها در حقوق است. مطلبي هم كه از نظر فلسفي بايد انگشت روي آن گذاشت اين است كه لازمة اشتراك زن و مرد در حيثيت انساني چيست؟ آيا لازمه اش اين است كه حقوقي مساوي يكديگر داشته باشند به طوري كه ترجيح و امتياز حقوقي در كار نباشند؟يا لازمه اش اين است كه حقوق زن و مرد علاوه بر تساوي و برابري، متشابه و يكنواخت هم بوده باشند و هيچ گونه تقسيم كار و تقسيم وظيفه در كار نباشد؟ شك نيست كه لازمة اشتراك زن و مرد در حيثيت انساني و برابري آنها از لحاظ انسانيت، برابري آنها در حقوق انساني است اما تشابه آنها در حقوق چطور؟

اگر بنا بشود تقليد و تبعيت كوركورانه از فلسفة غرب ر اكنار بگذاريم و در افكار و آراء فلسفي كه از ناحية آنها مي رسد به خود اجازة فكر و انديشه بدهيم، اول بايد ببينيم آيا لازمة تساوي حقوق تشابه حقوق هم هست يا نه؟ تساوي غير از تشابه است؛ تساوي برابري است و تشابه يكنواختي. ممكن است پدري ثروت خود را به طور متساوي ميان فرزندان خود تقسيم كند اما به طور متشابه تقسيم نكند، مثلاً ممكن است اين پدر چند قلم ثروت داشته باشد: هم تجارتخانه داشته باشد و هم ملك مزروعي و هم مستغلات اجاري. ولي نظر به اينكه قبلاً فرزندان خود را استعداديابي كرده است، در يكي ذوق و سليقة تجارت ديده است و در ديگري علاقه به كشاورزي و در سومي مستغل داري، هنگامي كه مي خواهد ثروت خود را در حيات خود ميان فرزندان تقسيم كند، با در نظر گرفتن اينكه آنچه به همة فرزندان كار نباشد، به هر كدام از فرزندان خود همان سرمايه را مي دهد كه قبلاً در آزمايش استعداديابي آن را مناسب يافته است.


مبلغ قابل پرداخت 2,400 تومان

توجه: پس از خرید فایل، لینک دانلود بصورت خودکار در اختیار شما قرار می گیرد و همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال می شود. درصورت وجود مشکل می توانید از بخش تماس با ما ی همین فروشگاه اطلاع رسانی نمایید.

Captcha
پشتیبانی خرید

برای مشاهده ضمانت خرید روی آن کلیک نمایید

  انتشار : ۲۱ اسفند ۱۳۹۶               تعداد بازدید : 43

برچسب های مهم

تمام حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به "" می باشد

فید خبر خوان    نقشه سایت    تماس با ما